menusearch
madanif.ir

دکلمه بوی باروت

تقویم
پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹
جستجو
هدر سایت

دکلمه بوی باروت

(2)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹
تعداد بازدید خبر 90
دکلمه بوی باروت

دکلمه بوی باروت

گوینده : محمدعلی حاج ولی

(دانش آموز دبیرستان شهید مدنی همدان)

 

بوی باروت

 

صدای رگبار گوشم رو پر کرده بود
بوی تند و تلخ باروت بوی خون درهم آمیخته شده بود
چشمانم را که باز کردم او را دیدم
محمد غرق در خون خود اشهدش را می خواند 
لبخند بر لبانش نقش بسته بود
خود نیمه جان بودم و از نفس افتادم و بی هوش شدم
ادامه ی حرف هایش را نشنیدم همینکه در خون خود غوطهمیخورد جانم را گرفت...
برق رفت...
همه جا تاریک شد اما نه تاریک تر از دنیای من بی او...
صدای شیون قطع نمیشد
یقین داشتم محمد ب میگردد
او قول داده بود،سرش میرفت قولش نه...
چند سالی گذشت
محمد برگشت
چشمانم که به استخوان های بی جمجعه او افتاد لبخندم با اشک در هم تنیده شد 
سرش رفت ولی قولش نرفت
هنوز هم بری باروت میداد